آنا یورد

اوزگه چیراغینا یاغ اولماق بسدیر؛اوز دوغما یوردوموز قارانلیق دادیر

آنا یورد

اوزگه چیراغینا یاغ اولماق بسدیر؛اوز دوغما یوردوموز قارانلیق دادیر

انواع رقص های آذربایجانی


Azərbaycan xalq rəqslərinin siyahısı:

* رقص آبایی/Abayı
* رقص آذربایجان/ ( Azərbaycan (rəqs)
* رقص آستا قاراباغی/Asta Qarabağı
* رقص آسما کسمه/Asma Kəsmə
* رقص آغیر قاراداغی/Alçagülü (rəqs)
* رقص آلچا گولو/ Alçagülü (rəqs)
* رقص آواری/Heyvagülü
* رقص آی بری باخ/ay bəri bax
* رقص انزلی/ənzəli
* رقص اوچ بادام بیر قوز/üç badam bir qoz
* رقص اوچ نومره. دورد نومره. بش نومره. آلتی نومره/3 nömrə, 4 nömrə, 5 nömrə
* رقص اوزون دره/uzun dərə
* رقص اون دورد نومره/14 nömrə
* رقص ایکی آروادلی/iki arvadli
* رقص بریلیانت/biriliant
* رقص بنؤوشه/.bənövşe
* رقص پهلوانی/pəhləvani
* رقص تامارا/tamra
* رقص توی (عروسی)/töy rəqsi
* رقص توراجی/yuraci
* رقص ترکمه/tərəkəmə
* رقص جامیش باغا گیردی/camiş bağa girdi rəqsi
* رقص جنگی/cəngi rəqsi
* رقص جیرانی/ceyrani rəqsi
* رقص جهری بی یم/Cəhribəyim
* رقص چاتتادی/Çattadı
* رقص چال پاپاق/çal papaq
* رقص چیت تومان/çit toman
* رقص خالاباجی/xala baci
* رقص خان­ چوبانی/xala çobani
* رقص دارتما یاخام جیریلدی/dartma yaxam cirildi
* رقص دارچینی/darçini
* رقص دسمالی/dəsmali
* رقص رنگی/rəngi
* رقص زوغالی/zoğali
* رقص ساری باش/sari baş
* رقص ساموخ/samox
* رقص سمنی/səməni
* رقص شالاخو/şalaxo
* رقص شاهسونی/şahsevəni
* رقص شکی/şəki
* رقص عنابی/ənabi
* رقص قازاغی/qazaği
* رقص قایتاغی/qaytaği
* رقص قوچعلی/qoçəli
* رقص قوفتا/qofta
* رقص قیتقیلدا/qitqilda
* رقص قیزلار بولاغی/qizlar bolaği
* رقص قیزیل گول/qizil gül
* رقص کئچی مه مه سی/Keçi məməsi
* رقص کسمه/kəsmə
* رقص کندیری/kəndiri
* رقص کوراغلو/Koroğlu (rəqsi
* رقص کوراغلونون قایتارماسیkor oğlunun qaytirmasi
* رقص گلین آتلاندی//gəlin atlandi
* رقص گلین گتیرمه/gəlin gətirmə
* رقص گلین هاواسی/gəlin havasi
* رقص گول گز/gülgəz
* رقص گولمه یی/Gülməyi
* رقص لاله/lalə
* رقص مجسمه/mücəsəmə
* رقص میصری/misri
* رقص میرزایی/mirzayi
* رقص میرواری/mirvari
* رقص نازنازی/naznazi
* رقص واغزالی/vazğali
* رقص وئلاچولا/vela çola
* رقص هالای/halai
* رقص هئیراتی/hirati
* رقص هئیوا گولو/heiva gülü
* رقص یاللی/yalli
* رقص یئرلی/yerli
* رقص یوز بیر//yüz ir

لیست انواع رقص‌های فولکلوریک معاصر آذربایجانی
Azerbaycan moasir xalq rəqsləri

* آذربایجان مارالی/azerbaycan marali
* آغ چیچک/ağ çiçək
* آیشات/ayşat
* اوزومچی/üzümçi
* اووچی/üvçi
* ایلک باهار/ilk bahar
* بایرام سوئیتاسی/bayram süitasi
* بختوری//bəxtğri
* چوبان رقصی/çoban rəqsi
* چوبانی/çobani
* داغلار گوزلی/dağlar gözəli
* داغلی رقصی/dağli rəqsi
* دیلیجان/dilican
* دیاموند/diyamond
* ساری گلین/sari gəlin
* ساز/saz
* شیخ شامیل/şix şamil
* عاشق آبادی/aşiq abadi
* قاراباغ یاللیسی/qarabağ yallisi
* قاوال/qaval
* قیسقانج/qisqanc
* لزگی/ləzgi
* مارال/maral
* مزه لی/məzəli
* نابات خانیم/nabat xanim
* ناز ایلمه/naz eyləmə
* نعلبکی/nəlbəki
* نه قدر قشنگسن/nə qədər qəşənqsən
* یوردو- یوردو/yordu-yordu

پ.ن:هر ملتی رقص ملی ندارد؛قدر داشته هایمان را بدانیم


دکتر جواد هیئت

دکتر جواد هیئت فرزند علی هیئت (متولد ۱۳۰۴ تبریز)، پزشک جراح و پدر جراحی قلب ایران ، روزنامه نگار و پژوهشگر آذربایجانی بود . 
دکتر هئیت به موازات مطالعات و تألیفات پزشکی در تورک شناسی و فلسفه و اسلام شناسی نیز صاحب مطالعه و اهل نظر است و بعد از انقلاب اسلامی با همکاری چند نفر از دوستان صاحب قلم خود، مجله وارلیق را به زبان های ترکی و فارسی منتشر نموده و در زمینه تورک شناسی شخصأ بیش از صد مقاله معروف در رابطه با زبان ترکی در این مجله نوشته است.
یکی از تلاش گران مجله « وارلیق » در راه اندازی و انتشار آن، بولود قره چورلو « سهند » بود که مدت کوتاهی پیش از انتشار اولین شماره آن درگذشت. به همین جهت مدت ها دوستان مجله وارلیق در نظر داشتند که نام مجله را « سهند » بگذارند ولی با پیشنهاد حمید نطقی به وارلیق تبدیل شد. استاد شهریار در پیامی که به مجله فرستاد آن را « آزادلیق قوشو وارلیق » ( وارلیق پرنده آزادی ) خواند.
اولین شماره وارلیق به سردبیری حمید نطقی و به مدیر مسئولیتی استاد جواد هیئت در اردیبهشت ۱٣۵٨ انتشار یافت، در همان شماره، خود را ارگان رسمی انجمن آذربایجان نامید، هرچند مقالاتی هم به زبان فارسی منتشر می کرد ولی بیشتر نوشته ها به زبان ترکی آذری و اغلب پژوهشی و علمی بودند. استاد هیئت همواره به دوستان و یا مقامات دولتی یادآور می شد که من یک آذربایجانی ترک و ترک زبان هستم. زبان مردم آذربایجان ترکی است و آذربایجان نام سرزمینی آنان است. هرچند استاد هیئت یکی از شخصیت های برجسته و چند وجهی جامعه آذربایجان و متخصص در علوم پزشگی است ولی سخن گفتن پیرامون ایشان بدون پرداختن به مجله وارلیق امکان پذیر نیست زیرا انتشار این مجله در طول این سال ها همواره مهر و نشان استاد هیئت را با خود داشته است. بنابرین نام و نشان استاد با مجله وارلیق یکی شده، جدایی آن دو قابل تصور نیست.
وی تحصیلات ابتدایی و متوسطه و دوسال اول رشته پزشکی را در ایران گذرانده و به استانبول رفت و پس از اخذ دکترای پزشکی، دوره تخصصی جراحی را در استانبول و پاریس به پایان رساند و در سال ۱۳۳۱ به ایران بازگشت. در مدت ۴۸ سال طبابت و جراحی در تهران ، به تدریس و تألیف کتاب ها و مقالات جراحی پرداخت و در فاصله سال های ۵۵ ـ ۱۳۴۳، مجله دانش پزشکی را منتشر نمود. ( در این مجله بیش از پنجاه مقاله علمی به قلم او چاپ شده است ).
در کنار جراحی عمومی، جراحی قلب را آغاز کرد و در سال ۱۳۴۱ برای اولین بار در ایران موفق به انجام جراحی قلب باز شد و پدر قلب کشور نام گرفت،. در سال ۱۳۴۷ اولین عمل پیوند کلیه را در تهران و اولین پیوند قلب سگ ها را در ایران با موفقیت انجام داد. ( دکتر ابتدا روی سگ ها که تا آن زمان در کشور ما بی سابقه بود ماشین قلب و ریه مصنوعی را به کار گرفت و بعد از عمل جراحی روی ۲۵ سگ در بیمارستان شهربانی ماشین فوق الذکر را در جراحی قلب انسان با موفقیت به کار برد. )
از سال ۱۳۴۲ به نمایندگی ایران در « انجمن بین المللی جراحی » و از سال ۱۳۶۲ به عضویت « آکادمی جراحی پاریس » انتخاب شد. تا کنون بیش از ۲۵ مقاله و سخنرانی از او در کنگره های بین المللی جراحی به زبان های فرانسه، انگلیسی در مجلات معتبر پزشکی خارجی چاپ شده است.
ازسال 1367 نیز بعنوان مدیر گروه جراحی دانشگاه آزاد بوده است
مرگ:
استاد در سال های گذشته عمر خود تعدادی از رفقای بسیار نزدیک و همراه خود را در مجله « وارلیق » از دست داده بود. در این سال ها شمع عمر استادان حمید نطقی، محمد علی فرزانه، پیر هاشمی، سرداری نیا، علی کمالی، بیگدلی، منظوری خامنه، زهتابی و دیگر دوستان و هم رزمان یکی پس از دیگری به پایان رسید که تاثیر بسیار فراوانی در احساس تنهایی استاد گذاشت. در نتیجه عمر پر بار، پر تلاش، پیگیر و خستگی ناپذیر استاد در ۲۱ مرداد ماه ۱٣۹٣ در شهر باکو پایتخت جمهوری آذربایجان به پایان رسید و چشم از حهان فرو بست
اثار:
سیری در تاریخ زبان و لهجه‌های ترکی (۱۳۶۵)
ترومبوز و قلبیت و درمان آن (۱۳۳۵)
نگاهی به تاریخ ادبیات آذربایجان (دوجلد)
مقایسه اللغتین مقایسه فارسی و ترکی (۱۳۶۲)
زبان وادبیات ترکی آذربایجان در قرن بیستم (گزارش به ترکی استانبولی در چهارمین کنگره بین‌المللی تورکولوژی - استانبول ۱۳۶۴)
نگاهی به تاریخ و فرهنگ ترکان (۱۳۶۵)
آذربایجان شفاهی خلق ادبیاتی (۱۳۶۷)
ادبیات شناسلیق (۱۳۷۴)
خلاصه تاریخ فلسفه غرب
کناب نگاهی به تاریخ و فرهنگ ترکان مدتهاست در دانشگاههای ترکیه و آذربایجان بعنوان کتاب درسی معتبر تدریس می شود این کتاب در باکو به خط کریل نیز چاپ شده است.
از هفت جلد کتاب درباره تورکولوژی پنج جلد آن در باکو و یک جلد ( نگاهی به تارخ و فرهنگ ترکان ) در آنکارا ازطرف وزارت فرهنگ به ترکی استانبولی به چاپ رسیده است. علاوه بر این دکتر هئیت ، مقالات علمی از تحقیقات خود را درباره تورکولوژی ، ترکی سنقر، ترکی خلج و ترکی خراسانی تهیه و در کنگره های جهانی تورکولوژی ارائه نموده و به عضویت فرهنگستان زبان ترکیه انتخاب شده است .

دکتر هئیت از طرف دانشگاه های استانبول، باکو و نخجوان عناوین دکترای افتخاری و پروفسـوری دریافت نموده و سال هاست به عنوان یکی از مراجع ترک شناسی در جهان شناخته شده است.
وی روز دوازدهم آگوست ۲۰۱۴ در بیمارستانی بنام کیلینیک مرکزی در باکو درگذشت


کتیبه ی سیغندل یادگاری از دوران اورارتویی در آذربایجان

اورارتویی نام حکومت مقتدری بوده که از مرکز فلات آناتولی و کناره ی دریاچه ی وان از اتحاد طوایف مختلف ایجاد شده بود و بعد ها در اثر حملات و کشور گشایی ها قلمرو آنها تا کناره های دریای خزر کشیده شد

این قوم 1300 سال پیش از میلاد مسیح در تاریخ ظهور کردند و از قرن نهم تا هفتم پیش از میلاد در سرزمین آذربایجان حکومت میکردند


کتیبه ی سیغندل
اورارتوییان جنگ ها و پیروزی های خود را در کتیبه های سنگی می نوشتند.ازجمله کتیبه های نوشته شده توسط اورارتوییان،

کتیبه ی سیغندل است.این کتیبه در نزدیکی روستای سیغندل در بالای کوهی بنام زاغی و در پنج کیلومتری ورزقان قرار دارد.




طول آن 115 و عرض آن 47 سانتی متر و مشتمل بر ده سطر است.سیغندل از آثار مهم دوران اورارتویی است و بر اساس مطالعات انجام شده این کتیبه به سار دوری دوم پسر آرگیشی اول تعلق دارد و در آن از حمله به ناحیه ی کوهستانی پولو آدی و گشودن 21 دژ و تصرق 45 شهر در یک روز سخن میرود.
ترجمه ی کتیبه ی سیغندل:
1.ارابه ی جنگی خدای خالدی به راه افتاد
2.آن به کادیا اونی پادشاه پولو آدی حمله کرد
3.ناحیه ای کوهستانی است به یاری خالدی توانا
4.در ارابه ی جنگی نیرومند خالدی این لشکر کشی
5.ساردوری پسر آرگیشی صورت گرفت
6.ساردوری گوید من 21 قلعه را گرفتم
7.من در یک روز 45 شهر را تصرف کردم،لیب لی اونی
8.شهر پادشاه و شهر مستحکم را در جنگ گرفتم
9.ساردوری پادشاه مقتدر شاه بزرگ
10.شاه کشور،شاه مملکت بیا اونی و فرمانروای شهر توشپا
تفسیر کتیبه ی سیغندل:
در سطر اول کتیبه سخن از خالدی است.خالدی یکی از خداوندان اورارتویی بوده و در معابد بزرگ در صدر خدایان اورارتوی قرار داشت.وی خدای جنگ بوده که در مقایسه با سایر مجسمه ها و کتیبه های کشف شده از اورارتوییان به شکل انسان که گاهی با ریش و گاهی بدون ریش و ایستاده بر روی یک شیر،نشان داده شده است.آنها برای جنگ از خالدی اجازه میگرفتند و آنچه در سطر سوم میخوانیم نشان میدهد اورارتوییان معتقد بودند که پیروزی در جنگ حاصل توانایی خالدی است.
در سطر دوم از شخصی به نام کادیااونی نام می برد که پادشاه منطقه پولود آدی بوده است و می نویسد،خالدی به راه افتاد و به آنجاحمله کرد.
در سطر سوم به توصیف ناحیه ی پولو آدی می پردازد و می گوید منطقه ای کوهستانی است و شاید اورارتوییها به منطقه ی قره داغ پولو آدی میگفتند.
در سطر چهارم منظور از ارابه شاید مجموع لشکرکشی هایی باشد که معتقد بوده اند از طرف خالدی انجام میشده و از قدرت زیاد آن یاد شده است و در سطر پنجم از ساردوری پسر آرگیشی به عنوان فرمانده یاد میکند.
سطر ششم از قول ساردوری به تصرف 21 قلعه در منطقه اشاره کرده و در ادامه و در سطر هفتم از 45 شهر یاد میکند که در عرض یک روز آنها را متصرف شده است.و از لیب لی اونی به عنوان یکی از شهر های مهم و محکم یاد میکند که در سطر بعدی از تصرف آن سخن به میان آورده است.سپس به تعریف و تمجید از خود به عنوان شاه مقتدر و شاه کشور های فتح شده می پردازد.
اورارتوئی ها خود را بیا ای نی می گفتند و پایتخت آنها شهر توشپا بوده است.
اینکه اورارتوییان چهل و پنج شهر و بیست و یک قلعه را فتح کرده اند نشان میدهد که در منطقه ی ورزقان و منطقه ی منتهی به سیغندل شهر های زیادی بوده است و شاید قلعه های کاسین،زر آوا،تپه های نقاره داشی سکی اوستی،مازار دالی سی و روستا های له للو،کیقال و غیره از یادگار های آن دوران باشد.
آنچه که در کتیبه ی سیغندل میخوانیم و به نتیجه میرسیم این است که منطقه ی ورزقان و قره داغ در آن زمان از شکوه و عظمت و رونق بسیاری برخوردار بوده است.
..............
برگرفته از کتاب "ورزقان و خاروانا در پس کوچه های تاریخ آذربایجان"

عقاید و باور ترک ها در مورد مار

سرعت حرکت مار و کشنده بودن زهر آن بر انسان ابتدایی تاثیر بسیار گذاشته است، مردم بر این باورند که مار مرگ و زندگی، خوب و بد، زهر مرگ آور و شفا دهنده را در درون خود جای داده است
مار در تمامی جوامع ابتدایی بعنوان حیوانی مقدس به شمار رفته است. عقاید و باورهای بسیاری در مورد مار وجود دارد. سرعت حرکت مار و کشنده بودن زهر آن بر انسان ابتدایی تاثیر بسیار  گذاشته است.
زندگی مار در زیر زمین باعث شده است تا مردمان ابتدایی چنین تصور کنند که مار با جهان دیگر در ارتباط است. همچنین پوست اندازی مار باعث شده است تا مردم چنین گمان کنند که این حیوان نامیراست. همچنین این امر بعنوان سمبل حیات دوباره تازه شدن نیز بکار رفته است. مردم بر این باورند که مار مرگ و زندگی، خوب و بد، زهر مرگ آور و شفا دهنده را در درون خود جای داده است. در جوامع کشاورزی نیز مار سمبل برکت خاک و نو شدن دوباره زندگی می باشد.
بر اساس تقویم دوازدهگانه ترکها که هر کدام از آنها را حیوانی سمبلیزه کرده است، مار نام یکی از سالها می باشد. ترکها از هر ۱۲ سال، یکی را بعنوان سال مار نامگذاری کرده اند. اعتقاد بر این است که زمستان سال مار طولانی و سرد و تابستان آن گرم و خشک می شود. اما از طرف دیگر در این سال میوه و محصول نیز فراوان می باشد.
در متون اسطوره ای ترک، مار در متون مربوط به آفرینش و قیامت به وفور به چشم می خورد. در افسانه های آفرینش، مار حیوانی است که نگهبان میوه های ممنوعه بوده است. اما در افسانه های ترک، مار حیوانی است که شیطان به درون آن وارد شده و از این طریق انسانها را فریفته است. این ویژگی مار در بسیاری از فرهنگها و باورها نیز به چشم می خورد.
مار که در فرهنگ ترک از جایگاه ویژه ای برخوردار است، در افسانه ها، قصه ها و مثلها به وفور دیده می شود. در افسانه آفرینش ترک – آلتای، شیطان از دهان مار به درون آن وارد شده و به مار می گوید که از درخت میوه ممنوعه بالا رود. سپس نیز به تورونوی و اجیه می گوید که باید از میوه ممنوعه بخورند. آنها نیز این کار را می کنند. خداوند نیز مار و انسانها را همه باهم مجازات می کند.
در برخی از افسانه ها اعتقاد بر این است که بعضی شامان ها در قالب مار در می آیند. شامان ها به هنگام انجام آیین ها، حرکات مار را تقلید می کنند. در لباس شامان نیز طرحهایی که سمبل مار است، جای می گیرد.
در فرهنگ لغت "اسد کورکماز" که در رابطه با عقاید ترکها و اصطلاحات شامان به قلم گرفته شده، تصنیف های بسیاری در مورد مار که در اسطوره های ترک به انواع مختلف به تصویر کشیده شده، وجود دارد. بر اساس نوشته های این کتاب، ترکها بر این باور هستند که مار در دریای زیرزمینی زندگی می کند و شلاق شیطان است.
در داستانهای حماسی نیز استفاده از مار به معنی توصیف قدرت قهرمان داستان، توصیف ویژگیهای آن، تبدیل چهره و نشان دادن قدرت و سرعت قهرمان داستان در برابر دشمنانش می باشد. در این داستانها، فرار قهرمان قصه به فرار مار تشبیه می شود.
انعکاس اهمیت مار در ضرب المثلها و ادبیات عامیانه نیز خود را به نمایش گذاشته است. ضرب المثلهایی از قبیل "پا گذاشتن بر روی دم ماری که خفته" در مورد فرصت دادن به افراد بد برای انجام بدی دوباره، "زبان مار" در مورد کسانی که حرفهای نیش دار می زنند، "همانند مار" در مورد کسانی که رفتاری خائنانه دارند و "نیش زدن مانند مار" در مورد کسانی که برای بدی کردن بدنبال فرصت می باشد، از این قبیل هستند. همچنین در مورد داستانهایی که پایانی ندارد نیز اصطلاح "قصه مار" بکار می رود.
انسانها وقتی با یک موقعیت ناحقی روبرو می شوند، از خداوند می خواهند فردی را که در حق آنها ناحقی کرده، مجازات نماید. حیوانهایی که مردم از درندگی و زهر آنها می ترسند نیز در این ناله و نفرین ها جای خود را می گیرند. یکی از این حیوانها نیز مار می باشد. ناله و نفرین هایی از قبیل "مال و ملک تو تبدیل به مار شده و نیشت بزند"، "مانند مار زمین گیر شی"، "زبانت رو مار نیش بزنه" در آناتولی و در بین مردم ترک به چشم می خورد که همه آنها ریشه در زهرآلود و ترسناک بودن مار دارد. همچنین در بین مردم، افرادی که زیاد محبوب نیستند و یا مردم در مورد آنها افکار منفی دارند، از نظر فیزیکی و یا خصوصیات روحی به مار تشبیه می شوند.
در اناتولی و نیز سایر نقاط جهان ترک، در باورهای مردم، مار معنی و مفهوم بسیار متفاوتی دارد. در برخی مناطق اعتقاد بر این است که مار، روحی است که از خانه مواظبت می کند، یعنی مالک خانه است. گفته می شود، این مار که مالک نامیده می شود و اعتقاد بر این است که از مکانهایی مثل خانه، باغ و مقبره محافظت می کند، در عین حال برای این مکانها روزی، وفور و برکت به همراه می آورد. بنابراین ماری را که در این مکانها زندگی می کند، نمی کشند. در برخی مناطق، مالک خانه به شکل یک مار سیاه تصور می شود که در زیرزمین خانه زندگی می کند. گفته می شود که این مار از ورود مارهای دیگر به خانه جلوگیری می کند، در محلی در زیر رمین خانه زندگی می کند، کسی او را نمی بیند، این مار محافظ اهل خانه است و به اعضای خانه ضرر نمی رساند. اعتقاد بر این است که یک چنین ماری در تمامی خانه ها وجود دارد و زندگی می کند. توصیه می شود در صورتی که یکی از اهل خانه این مار ببیند، نباید به آن دست بزند، آن را بترساند و یا از خانه فرارری دهد. گفته می شود که ترساندن این مار، کشتن آن و یا فراری دادن آن از خانه، به اهل خانه اسیب می زند. همچنین در بین مردم باوری مبنی بر اینکه جفت مار کشته شده، بطور قطع به محل کشته شدن جفت خود بازگشته و از فرد کشنده انتقام می گیرد، وجود دارد.
در آناتولی و سایر مناطق جهان ترک، مار با ویژگی شفا و درمان بودن نیز مورد توجه قرار گرفته است. در آناتولی مار و زهر آن در اکثر موارد برای درمان بیماریهای مختلفی منجمله سردرد، دندان درد، درد معده، رفع جوش، اگزما، خارش، جزام، بیماریهای مختلف پوستی، تنگی نفس، زردی، روماتیزم، ناراحتی کلیه، گلو درد و بیماریهای روحی مورد استفاده قرار گرفته است.
در آناتولی دعایی بنام دعای شاهمران که به سلطان مارها مشهور است، شهرت دارد. اعتقاد بر این است که این دعا درمان هزار و یک درد است و کسی که این دعا را بخواند حاجاتش براورده می گردد.
اعتقاد بر این است که استفاده از تصویر مار در هنر تزئین عمارتها بر استقامت و پایداری آن ساختمان می افزاید. بطور خلاصه مار، از زمانهای قدیم تا به امروز در همه مکانها و زمانها اهمیت و ارزش خود را حفظ کرده و بعنوان عنصری بسیا رمهم بشمار رفته است.

تورکجه سئوگی

اوف نه یاماندیر او سوزگون باخیشلار 
ای ایپک تئللری پارلاق گلین 
هر کس گولر هر کس سنی آلقیشلار 

یالنیز منیم حالیم پریشان گلین